السيد محمد رضا المدرسي
26
تشيع در تسنن ( فارسي )
رهبرى وفرماندهى دارد وبدون آن انجام شدني نيست . اين مطلب ( ضرورت رهبرى ) چيزى است كه مورد اتفاق همهء فرقه ها ومذاهب اسلامى است وجز گروهى اندك - كه قابل توجه نيستند - كسى در اين مسأله تشكيك نكرده است . قاضى " عضدالدين ايجى " در " مواقف " مى گويد : إنه تواتر إجماع المسلمين في الصدر الأول بعد وفاة النبي صلى عليه وسلم على امتناع خلو الوقت عن امام ، به طور متواتر ، اجماع مسلمين - در صدر أول بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه وسلم - رسيده است بر اين كه : محال است زمان خالى از امام باشد . ( 1 ) اما از آنجا كه روش اين رساله بيشتر بر نقل است وسعى مى شود مباحث در پرتو روايات پيگيرى شود ، تعدادى از روايات را كه أهل تسنن در اين باره از رسول أكرم ( صلى الله عليه وآله ) نقل كرده اند ، بيان مى كنيم . روايات را در اينجا مى توان به دو بخش تقسيم كرد : 1 - روايات بسيارى كه در آن ها لفظ " امام " ، " خليفه " ونظايرش ( به شكل هاى گوناگون ) به كار رفته است . از اين گونه روايات استفاده مى شود كه اجمالا امامت وخلافتي بعد از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) وجود دارد ، نظير " الأئمة اثنا عشر " ( 2 ) ، زيرا تا امامتى نباشد ، نمى توان گفت امامان دوازده نفر هستند . چندين روايت از اين قسم ذكر خواهد شد . 2 - رواياتى كه از آن ها استفاده مى شود در هر زماني امامي هست وبرخى از اين روايات بيان مى كند كه بايد آن امام را شناخت وفرمانبر أو
--> 1 . شرح المواقف ، الموقف السادس في السمعيات ، المرصد الرابع في الإمامة ومباحثها ، المقصد الأول ، في وجوب نصب الإمام ، دار الكتب العلمية ، بيروت ، الطبعة الأولى 1419 ، ج 8 ، ص 377 . 2 . امامان دوازده نفرند .